شمس الدين محمد بن محمود آملي

77

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

او به ديگرى بنابر آنكه هر يك از آن دو مزحومند به وجهى و زاحم به وجهى و عجب آنكه او نيز همه جا اسناد صوت به مزحوم كرده . چنان كه گفت و اما حدوث النغم فى الاوتار و اما حدوثها فى آلالات ذوات النفخ و اما حدوثها فى الحلوق الانسانية و مع هذا بر شيخ ابو نصر فارابى انكار كرد . و جواب دويم آنست كه اگر آنملاقات مزحوم بيكى از وجوه مذكوره مقاوم زاحم نباشد قرع صورت نبندد و صوت حادث نگردد و نگويند كه مزاحمت بى مقاومت نباشد چه مزاحمت وقتى مستلزم مقاومت باشد كه تنحى مزحوم يا اندفاع يا انحراف او بسبب حركت زاحم بوده باشد و قوة او عند التماس و اگر بسبب حركت زاحم و قوة او نباشد بلكه تنحى مزحوم آن الملاقات بسبب حدوث مبدء ميل بود در مزحوم به جهتى كه حركت زاحم بآنجهت بوده و اندفاع او بسبب تكاثفى و انخراق بسبب ديگر مزاحمت بود بى مقاومت . و حينئذ صوت نباشد و آنچه گفت شايد كه مقاومت باشد و صوت نباشد چه شايد كه مقاومت بعد از مماست اتفاق افتد و احداث هيچ صوتى نكند موجه نيست چه بناى كلام بر مقاومتى است حال المماست . پس همچنانستكه فارابى ميگويد كه مقاومت حال المماست از صوت منفك نيست و او ميگويد كه مقامت بعد از مماست از صوت منفكست و ميان اين دو سخن منافات نيست . و جواب سيم آنكه اگر قوة زاحم زياده از قوة مزحوم بود به آنمعنى كه مزحوم را آن الملاقات مقاومت با زاحم اصلا ممكن نباشد بنابر آنكه چون مماس او شود و او در حركت متابعت او كند بيمقاومتى يا خود آن الملاقات تنحيه او كند صوت صورت نبندد . و اما آنكه هر دو قوة مساوى باشند يا قوة مزحوم كمتر و صوت حادث شود آن بسبب مقاومتى باشد كه ميان ايشان آن الملاقات واقع شده باشد و آن